اهمیت بازی

«اهمیت بازی»

بازی مهمترین نقش را در رشد کودک دارد. این مطالب برای همه کسانی که کودک دارند یا نوجوان دارند یا حتی فرزند بزرگ دارند و حتی کسانی که ازدواج نکرده اند و کودک ندارند، جالب خواهد بود. چون ما در زندگی مان هیچ کاری نمی کنیم جز بازی.

تمام زندگی انسان از تولد تا مرگ، فقط یک بازی است.  پرورش کودک بخشی از این بازی است . اگر بازی را بلد نباشیم و صحیح بازی نکنیم، آسیب می بینیم .

ما با دو نگاه به بازی مواجه هستیم :  نگاه سنتی   و    نگاه مدرن

در فرهنگ سنتی ما کلمه «بازی » بار منفی دارد. در فرهنگ عمید راجع به بازی اینگونه نوشته:

«بازی»: سرگرمی به چیزی ، ورزش ، تفریح ، قمار .

«بازی کردن» : چیزی در دست گرفتن و خود را بیهوده با آن سرگرم کردن.

« بازی دادن » : کسی را سرگرم کردن و فریب دادن .

« بازیدن » : باختن .

« بازیچه » : اسباب بازی کودکان .

« بازیگوش » : بازی دوست ، کسی که پیوسته به فکر بازی و تفریح باشد .

« باز » : امر به باختن و بازی .

این نگاه سنتی به بازی است . در محاوره های خودمان هم چه می گوییم ؟ بازی نکن ، غذات رو بخور ، تو دیگه بزرگ شدی رفتی کلاس اول بازی نکن بشین درست را بخوان . والدین گله می کنند که این بچه خیلی بازیگوش است و اصلاً درس نمی خواند ؛ مگر درس خواندن چیزی غیر از بازی است ؟

در واقعیت خود فرهنگ سنتی خواهیم دید که بازی به معنای واقعی کلمه خودش انجام می شده ولی نگاه به کلمه بازی منفی بوده است .

در دوره سنتی بازی و زندگی دقیقاً یکی بوده و فقط کلمه اش را بد می دانستند . در دوره مدرن بازی را از زندگی جدا کردند و آن را تبدیل به یک پدیده صنعتی کردند . اساس فرهنگ مدرن بر نگاه جزیی نگر و خرد کردن مسائل است ؛ اما نگاه سنتی نگاه کلی نگر است . باز هم بحث خوب و بد کردن سنتی و مدرن نیست بلکه منظور ترسیم شکل و خصوصیات هر دو است .

در زندگی مدرن بازی از زندگی جدا شد و وسایل بازی از وسایل زندگی جدا شد و تبدیل شد به صنعت اسباب بازی . از اسباب بازی سوء استفاده شد ، الآن هم می شود . بازی پایه و اساس شخصیت کودک را می سازد ؛ بنابر این اگر سیستمی بخواهد در انسان ها تغییر ایجاد کند، می تواند با سرمایه گذاری روی بازی و اسباب بازی بچه های آن محیط در فرهنگ آینده آن محیط دخل و تصرف کند.

ما با بازی و در بازی ها شخصیت کودک را می سازیم؛ اگر در آن دقت نکنیم ممکن است شخصیت مطلوبی برای کودک حاصل نشود .

در دوره مدرن بازی ها تفکیک شدند مثل : بازی های حسی ، حرکتی ، خلاق ، ادراکی ، میدانی و غیره . در نگاه هوش متعادل و کودک متعادل ما فقط « بازی » داریم و معتقدیم همه بازی ها روی همه جنبه های رشد کودک مؤثر است . و فقط کافی است که ما فضای بازی را برای کودکان فراهم کنیم . در دنیای مدرن به رشد اهمیت داده شد و از بازی هم استفاده شد ولی نه برای رشد متعادل بلکه فقط برای یک بخشی از ذهن انسان ها استفاده شد . در نشست سوم با موضوع ذهن گفتیم ذهن فعال و ذهن منفعل داریم :

ذهن فعال = رشد = تجربه ( کشف ، پردازش ، ابداع ) = رضایتمندی = احساس خوشایند

ذهن منفعل = فربه شدن ذهن = محفوظات ( الگو ، تکرار ، انباشت ) = ملال = احساس نا خوشایند

انسان در سر این دو طیف قرار دارد . در ذهن فعال خستگی هست اما همراه با احساس خوشایند است .رشد شکوفایی است مثل درخت شاخه میده ، برگ میده و رشد می کند و تکثیر می شود و فضای زیادی را می گیرد و بسیار زیبا و مفید و طبق قانون هستی و آفرینش.

چون رشد ذهنی و حرکت همیشه وجود دارد و رشد هیچ زمانی متوقف نمی شود بنابر این ذهن منفعل به جای حرکت رو به بالا ، دائم دور خودش می چرخد و مدام بزرگ می شود و ورم می کند مثل پشمک که می چرخد و می چرخد و بزرگ می شود . ذهن منفعل فربه می شود و ذهن فربه تولید ندارد فقط تکرار می کند.

مرکز رشد ذهن است ؛ اگر ذهن به تعادل و رشد برسد انسان هم رشد خواهد کرد . هر دو روند رشد و فربه حاصل بازی هستند چون در طول زندگی کاری نمی کنیم جزء بازی . یا بازی می کنیم با نتیجه رشد و یا بازی می کنیم با نتیجه فربه شدن . حالت اول بازی سازنده است و حالت دوم بازی مخرب است . هر دو حالت زندگی مارا تشکیل میدهد . زندگی یعنی بازی ، مخرب یا سازنده ؟

بازی سازنده -<  ذهن فعال = رشد = تجربه ( کشف ، پردازش ، ابداع ) = رضایتمندی =احساس خوشایند

زندگی =

بازی مخرب -< ذهن منفعل = فربه = محفوظات (الگو ، تکرار ، انباشت ) = ملال = احساس ناخوشایند

در هر صورت و در حال ما با بچه هایمان بازی می کنیم . باعث تعجب است که خیلی وقت ها پدر ها می گویند : « من فرصت ندارم با فرزندم بازی کنم » و مادرها می گویند : « من حوصله بازی کردن ندارم » . این حرف ها از اساس اشتباه است . چون ما در همه حال در حال بازی با فرزندمان هستیم ؛ فقط باید ببینیم در حال بازی مخرب هستیم یا بازی سازنده ؟ حتی وقتی کودکتان را می زنید یا سرش جیغ می کشید ، خوشحال هستید یا بی حوصله ، باز هم در حال بازی کردن هستید . یا وقتی با همسرتان جرو بحث می کنید هم در حال بازی هستید .

در قرآن و زبان عربی « لَعِب » به معنای بازی است و لُعبت به معنای عروسک است . هنگامی که در قرآن از لَهو و لَعِب صحبت می کند ، تأکید بر این می کند که لهو و لعب شما را سرگرم نکند و از مسیر منحرف تان نکند ، دقیقاً اشاره به بازی مخرب می کند و لعب دقیقاً بازی مخرب است .

به بازی های زندگی نگاه کنید ، کسب مقام ، کسب ثروت و کسب شهرت ، همه این ها لَعِب هستند و ما را سرگرم می کنند . داشتن ها هم لُعبت هستند . اسباب بازی اند و مارا سرگرم می کنند . هر چیزی که مارا سرگرم کند و از مسیر رشد منحرف مان کند لعب و لعبت است .

مخروط را به یاد آورید و محور و مسیر رشد که رو به بالا و بی نهایت بود ، بازی مخرب ما را از مسیر رشد منحرف می کند ؛ چه در زندگی خودمان و چه در بازی و کار با کودک . بازی سازنده لهو و لعب نیست ، عبادت است . لهو و لعب از مسیر منحرف می کند ، عبادت در مسیر نگه می دارد .

از اول گفتیم بچه ها در مسیر هستند ، یاد بگیریم از مسیر منحرفشان نکنیم . بازی سازنده ما و کودک را در مسیر رشد قرار می دهد ، به همین دلیل اسمش عبادت است . هر جا که کلمه بازی در آن می آید ، خانه های بازی ، مهد ها و …. خوب نگاه کنید که در آن جا بازی مخرب انجام میشود یا بازی سازنده ؟ در مسیر رشد هستند یا نه ؟

بازی سازنده عبادت است نه لهو و لعب بنابر این ، شخصاً این اعتقاد را دارم که هنگام ورود به مکان بازی بچه ها باید وضو داشته باشید ؛چون بازی با بچه ها عبادت است . سرگرمی و وقت تلف کردن نیست .

هر پدیده ای که انسان را رشد دهد و در مسیر حقیقت هدایت کند عبادت است . ما در زندگی کاری جزء بازی نمی کنیم . تمام مناسک عبادی مان هم بازی های سازنده است .

مرحله به مرحله در این جلسات نگاه می کنیم که با کودکان بازی سازنده می کنیم یا مخرب ؟ به عنوان مثال در مورد تغذیه در جلسه خاص خودش خواهیم گفت که بازی های مخرب و سازنده آن کدامند . بد غذایی ، بی قراری ، بد خوابی بچه های ما به علت بازی های مخربی است که با آنها انجام داده ایم .

بازی یعنی چی ؟  با + زی  . بازی سازنده حاصلش « باز زندگی » است و بازی مخرب حاصلش « بازَندگی »است که همان باخت است . بازی سازنده ما را به سمت زندگی می برد . بازی تمرین زندگی است . بچه ها هر گونه که در کودکی بازی کنند ، در بزرگسالی اینگونه زندگی خواهند کرد . حال ببینید بچه های ما چه تمرینی از زندگی می کنند . چه فضایی در خانواده هست ؟ چه رفتاری با کودک می شود ؟ چه بازی با کودک می شود ؟ شک نکنید که همین ها را یاد می گیرد . چون بازی عامل یاد گیری است .   بچه های ما چه تمرینی در زندگی می کنند ؟ خشونت ، قطعاً با خشونت زندگی خواهند کرد ؛ یا ملایمت و مهربانی ، قطعاً با ملایمت و مهربانی زندگی خواهند کرد .

امروز چه بازی را زندگی می کنند ، فردا در مقیاس بزرگتر همین بازی را زندگی خواهند کرد . پس بازی تمرین زندگی است .

بازی فعالیتی است برای کسب شادی و لذت ، نه برای بدست آوردن نتیجه . یکی از بازی های مخربی که با ما شده و حالا ما با بچه هایمان انجام می دهیم ، بازی رسیدن به نتیجه است . ما از کودکی یاد گرفته ایم که هر کاری باید نتیجه ای داشته باشد ، مثل نتیجه اخلاقی که از فیلم ها یا انشاء ها توقع داریم . اصولاً در بازی و هر کاری به نتیجه فکر می کنیم ؛ در حالی که زندگی قرار نیست به جائی برسد . زندگی یک حرکت است . لذت بردن از فرآیند این حرکت مهم است نه رسیدن به جائی .

بازی برای رسیدن به نتیجه نیست . نتیجه در بطن آن حتماً هست اما در اصل بازی برای کسب احساس خوشایند است  .

بازی -< رشد -< ذهن فعال -< تجربه (کشف ، پردازش ، ابداع ) -< رضایتمندی -< احساس خوشایند ؛ کودک این مراحل را طی می کند و به احساس خوشایند می رسد. اما بازی مخرب برای رسیدن به کسب نتیجه است و حاصل آن احساس ناخوشایند است .

اسباب بازی به نام حلقه هوش وجود دارد که یکی از مفید ترین اسباب بازی هاست ؛ یک مخروط و چند حلقه از بزرگ به کوچک روی آن قرار می گیرد . طبق تحقیقی که ۱۵ سال روی این وسیله انجام دادم ، بیش از یکصد تجربه برای کودک دارد . وقتی کودک با این وسیله بازی می کند یکصد بار با این وسیله تجربه و کشف می کند و ابداع می کند و به رضایتمندی می رسد و رشد می کند . مرتب در ذهن کودک « چرا » تولید می کند و این چراهای ذهنی به رشد ذهن کودک کمک بسیاری می کند .

ممکن است حلقه ها را در مخروط نیندازد ؛ النگو کند ، قِل دهد ، سوت بزند ، تفاوت رنگها را تجربه کند و دائم کشف تازه با این وسیله کند . ما معمولاً به والدین سفارش می کنیم آن را خوب بشویند و در اختیار کودک بگذارند . به او یاد ندهند ؛ اما والدین عجول و جوان و بی حوصله بدون اهمیت به این سفارش کاملاً سعی در یاد دادن به کودک می کنند و با تمام دقت از اول سعی می کنند که کودکشان حلقه ها را به ترتیب در مخروط بگذارد . می دانید حاصل این یاد دادن چیست ؟

محروم کردن کودک از بیش از صد نوع تجربه خودش و کسب احساس خوشایند و رشد .

چون دوست داریم به نتیجه برسیم . حلقه هوش یک نتیجه دارد ( از بزرگ به کوچک چیدن ) ولی فرآیندش نیست . فرآیند آن برای کودک ممکن است حتی تا سه سال طول بکشد تا به نتیجه برسد و در بعضی موارد بعد از سه سال هم ممکن است کودک به نتیجه به ترتیب چیدن نرسد ؛ اما در فرآیند آن صدها تجربه کسب کند .

وقتی ما خودمان به کودک آموزش دهیم که حلقه ها را به ترتیب بچیند و بعد هم با افتخار او را تشویق کنیم و دست بزنیم ، کودک به توجه نیاز دارد بنابراین شرطی می شود ، تکرار می کند ، حفظ می کند و اطلاعات را به محفوظات می برد و انباشت می کند و ممکن است تند و تند هم حلقه ها را بچیند و از بزرگتر ها به خصوص مهمان ها جلب توجه کند ولی حاصل آن چیست ؟ بازی مخرب و احساس ناخوشایند و شرطی شدن کودک . در صورتی که در ظاهر فکر می کنیم که او در حال رشد ذهنی است .

این مسائل همه به این دلیل است که ما فقط به نتیجه فکر کردیم و اجازه ندادیم کودک از فرآیند بازی لذت ببرد . به او یاد دادیم که فقط به نتیجه فکر کن . بازی تمرین زندگی است و ما با این کار به او می گوییم که از فرآیند لذت نبر و به نتیجه فکر کن . وقتی این کودک به مدرسه می رود از فرآیند لذت نخواهد برد و فقط به نتیجه توجه خواهد کرد . اصلاً برایش مهم نخواهد بود که نه ماه در مدرسه چه کار کرده فقط نتیجه مهم است و همینطور وقتی به جامعه وارد می شود فقط به دستمزد فکر می کند نه به ارضای شغلی و……………

زندگی رسیدن نیست بچه ها در بازی عبور و حرکت را باید تمرین کنند نه رسیدن را . وقتی تفکر رسیدن داریم و به نتیجه فکر می کنیم بازی حلقه هوش به این زیبایی را تبدیل به بازی مخرب می کنیم . بنابراین مهم نیست که چه اسباب بازی برای کودکمان خریدیم مهم اینه که چه جوری با او بازی می کنیم .

یا حتی در مورد اسباب بازی های دیگر مثل پازل یا لگو و غیره لازم نیست حتماً کودک آن هارا مرتب سر جای خودش بگذارد ممکن است دلش بخواهد با تکه های پازل شکل بسازد اما والدین فداکار با تمام دقت به او نتیجه را یاد می دهند .   بچه ها باید از فرآیند لذت ببرند نه فرآورده که نتیجه همان فرآورده است .

هر فعالیتی برای کسب شادی و نشاط ، بازی سازنده است و هر فعالیتی برای رسیدن به نتیجه ، بازی مخرب است . در حرکت رسیدن وجود دارد اما وقتی ما فقط به نتیجه فکر می کنیم در حقیقت به توقف در نتیجه فکر می کنیم نه عبور از آن . در دل فرآیند ما مرتب به نتیجه می رسیم اما درآن متوقف نمی شویم .حرکت مقصد دارد ، می رسیم ولی باید عبور کنیم نباید متوقف شویم .

بحران جوانان ما و تحصیلات عالیه همین مسئله است که همه تلاش می کنند که به دانشگاه بروند بعد که به آن رسیدند ، سرخورده می شوند چون برایشان نتیجه بوده ،  به آن رسیدند ، خوب حالا چی ؟ و ………

بازی = هر فعالیتی برای کسب شادی و لذت

بازی هدایت کننده سایق کودک است . بازی مخرب سایق کودک را محدود می کند . سایق یعنی سوق دهنده ، ترجمه کلمه  Drive است . درایو در انگلیسی محاوره ای ، راندن معنی می دهد اما در روانشناسی به معنی سایق است . در روانشناسی غرایز را سایق می گویند . غریزه انسان را مجبور می کند مثل گرسنگی که انسان را مجبور به خوردن غذا می کند .

ویرجینیا ام اکسلاین معتقد است که رشد یک سایق است . دقیقاً همان چیزی که ما به آن فطرت می کوییم. کودک و انسان در فشار است که رشد کند و ما نمی توانیم انتخاب کنیم که رشد کنیم یا نکنیم .

به لیسانس یا فوق لیسانس می رسیم و به خودمان می گوییم که رسیدیم و دیگه تمام شد ؛ رشد تمام شد . بعد حالمان بد می شود . حال بد دقیقاً نشانه اینست که در حال رشد نیستیم . فشار سایق در کودکان خیلی بالا است . از بدو نوزادی اوج می گیرد ، یکبار در هفت سالگی افت می کند و یکبار در پانزده سالگی و بعد کم می شود . زیر ۶ سال بچه ها مغزشان به شدت در فشار است و بازی این فشار را هدایت می کند و جهت می دهد و جلوی تخریب آن را می گیرد چون بازی هدایت کننده سایق رشد است .

بازی های مخرب جلوی سایق را می گیرند . نظافت ، نظم ، تربیت و آموزش اگر بد بازی شوند باعث تخریب سایق کودک می شوند . یک پنکه را فرض کنید که در حال چرخش است چون نیروی برق در آن جاری است ، می چرخد حال ما جلوی این چرخش را بگیریم ، چه اتفاقی می افتد ؟ می سوزد . چون نیروی برقی که در پنکه تبدیل به نیروی حرکتی می شد ، به نیروی حرارتی تبدیل شد و پنکه را سوزاند . برق پنکه را می توان قطع کرد و از سوختن آن جلوگیری کرد اما سایق کودک را نمی توانیم قطع کنیم . وقتی جلوی سایق کودک را با بازی های مخرب می گیریم ، این نیرو برمی گردد و کودک را می سوزاند و بعد برچسب بیش فعالی و اوتیسم و ناهنجاری های رفتاری به او می زنیم .

بازی سازنده نیروی سایق را هدایت می کند و رشد و شکوفایی و ابداع و احساس خوشایند حاصل می شود .

چه عواملی باعث می شود تا یک بازی مخرب شود یا یک بازی سازنده شود ؟

وقتی بازی سازنده باشد باعث کامیابی می شود و وقتی بازی مخرب باشد باعث ناکامی می شود . از بزرگترین عوامل خشم های بزرگسالی ، ناکامی های دوران کودکی ما است که همگی در بازی اتفاق می افتد . یعنی انباشت ناکامی ها باعث اضطراب ، نگرانی و خشم می شود و کامیابی ها باعث آرامش و صبوری می شود .

عواملی که راجع به آنها می گوییم کلی هستند و شامل همه بازی ها می شوند و وقتی می گوییم بازی هدایت کننده سایق است ، منظور همه بازی ها هستند . مسئله تفکیک بازی ها صحیح نیست بلکه همه بازی ها همه خواص بازی را دارا هستند . امروزه متأسفانه از تفکیک بازی ها به بازی های خلاق و فکری و غیره ، سوء استفاده های زیادی می شود . بازی ، بازی است .

۱- تضاد – تعارض

یک عامل بزرگ تخریب بازی ، تضاد تبدیل شده به تعارض است . تضاد همیشه هست مثل تضاد بین زن و مرد و آن دو مثلثی که قبلاً راجع به آن صحبت کردیم . تضاد اگر خوب مدیریت شود به سمت همدلی و یگانگی می رود و اگر بد مدیریت شود و بد بازی شود ، تبدیل به تعارض و بازی مخرب می شود .

تعارض یعنی برخورد ؛ و تبدیل به مخالفت می شود . ریشه آن در کودکی است . زمانی که من و کودکم در بازی به تعارض برخوردیم و از نظر فکری تضاد داشتیم .

دو نگاه به بازی وجود دارد ، یک نگاه میگه که تمام زندگی بازی است و بازی همه زندگی است . نگاه دیگه میگه که نه ، بازی همه زندگی نیست ، مهم هست ولی جزئی از زندگی است و ما باید ساعت هایی از روز را به آن اختصاص دهیم . اما در کنار آن سر کاررفتن ، مدرسه ، غذاپختن ، مهمانی رفتن ، مهد و حمام و غیره هست .

حالا شما با کدام نگاه موافقید ؟ و چی فکر می کنید ؟ آیا بازی بخشی از زندگی است یا بازی همه زندگی است ؟

این دو نگاه با هم تضاد دارند . همه انسان ها هم حق انتخاب دارند . حال می توان این دو نگاه متضاد را به همدلی تبدیل کرد ؛ و هم می توان به تعارض تبدیل کرد .

نگاه اول ، نگاه کودک است ؛ از نگاه کودک زندگی فقط بازی است . از صبح که از خواب بیدار می شود بازی می کند . ما برای کودک زیر ۶ سال غیر از بازی هیچ فعالیت دیگری نمی شناسیم ؛ برای کودک زیر ۶ سال غذا خوردن نمی گوییم بلکه بازی با غذا است ، غذا بازی است . لباس پوشیدن نداریم ، بازی لباس پوشیدن است . حمام رفتن نداریم ، آب بازی است . دستشوئی رفتن نداریم ، جیش بازی است حتی پی پی بازی .بله کودک باید با این دو هم بازی کند ؛ امروزه معضل بزرگی که از طریق مادران منتقل می شود ، یبوست عاطفی است چون مادر بازی پی پی را تخریب کرده و کودک برای اینکه مادر ناراحت نشود خودش را نگه می دارد .

همه چیز برای کودک بازی است و معنی این حرف این نیست که کودک هر کاری دلش خواست انجام دهد بلکه منظور همدلی است . همدلی درک کردن نیست بلکه کودک شدن است . مثل کودک از آن بازی لذت ببریم . اگر کودک دو ساله دارید ، دو ساله شوید و مثل او از بازی لذت ببرید شاید مورد تمسخر قرار بگیرید اما مهم نیست چون همدلی با کودک و مثل کودک بودن یک بازی سازنده است .

بزرگترین آرزوی کودک شما و بزرگترین نیاز کودک شما شادی والدین است .

بچه هایی که مشکلات رفتاری دارند ، اولین مسئله این است که والدین شاد ندارند . یکی از راه های شاد شدن والدین ، همدلی ، کودک شدن و بازی کردن با اوست . در بازی بچه ها می فهمند که ما شادیم و آنها به آرزو و نیازشان می رسند .

همین مسئله در زندگی هم جاری است . اگر می خواهید همدلی کنید باید در بازی شاد شوید . ممکن اوائل برایتان مشکل باشد که خود را مثلاً دو ساله فرض کنید اما این هنر یک مادر است که خودش را در حد یک کودک کند . و تا زمانی که خودتان را ۹۵ ساله احساس می کنید محال است که موفق شوید و انرژی هم نخواهید داشت چون انرژی برای کودکان و جوانان است .

۲- انسداد – هدایت

انسداد چه معنی می دهد؟ از سد آمده است .  یک رودخانه در جریان است گاهی ما جلوی ان را می بندیم و سد می سازیم که حتی یک قطره آب هم رد نشود  ؛ گاهی هم کشاورز با بستن های موقتی آب رابه سمت دیگری هدایت می کند . در مورد کودک هم همینطور است . کودک مثل رودخانه در جریان است ، یک جاهایی لازم است که در مسیر هدایت شود ولی نباید سد شود اگر می خواهیم از این نیرو بهره برداری کنیم باید هدایتش کنیم اما ما کاملاً مسیر را می بندیم و تبدیل به سد انباشته می کنیم . سد انباشته که شد چه اتفاقی می افتد ؟ آب راکد و متعفن می شود چون جریان برقرار نیست ؛ آنوقت ما می گوییم کودک بیش فعال است . ناهنجاری های رفتاری همه علائم سد شدن این نیرو هاست . جلوی این نیروی عظیم را گرفته ایم ، داره آسیب می زنه ، بعد می پرسیم چرا ؟ خوب مشخص است سد را باید برداریم تا جریان انرژی برقرار شود .

به همین دلیل وقتی به ما میگویند بچه ای خیلی شیطون است و از دیوار راست بالا می رود ، خیلی نگران نمی شویم اما وقتی می گویند بچه ای خیلی آروم است ، خیلی خانومه یا خیلی آقاست و حرف گوش کنه و … نگران می شویم و بالای ۸۰ درصد نگرانی ما درست بوده و آن بچه بیمار شده و به متخصص باید مراجعه کند . از عواملی که امروزه نا هنجاری های رفتاری کودکان مثل بیش فعالی و اوتیسم و غیره را دامن می زند ، انسدادهای خانگی است که به خاطر نظم و نظافت و تربیت و آموزش ، اجازه نمی دهیم که آن نیروهای رشد کودک که بی حد و مرز هستند ، جریان پیدا کند ؛ و این کار باعث تخریب است چون مانع بازی کردن کودک است .

به جای انسداد ، هدایت بگذارید . منظور اصلاً این نیست که بچه ها در هر زمان و هر مکان با هر ابزاری ،  هر کاری که دلشان خواست انجام بدهند  بلکه منظور این است که بچه ها باید یک چهارچوب داشته باشند و داخل این چهارچوب آزاد باشند ، اگر خواستند از این چهارچوب بیرون بیایند ، بازدارندگی داشته باشند . آزادی بی حد و حصر بد تر باعث تخریب است .

 مانع حرکت بچه ها نشوید ، حرکت را هدایت کنید .

به عنوان مثال کودک می خواهد پارچ آب و شربت را بریزد زمین و کشف و تجربه کند ؛ باید انجام دهد چون لازمه رشد اوست ولی نه هر جا و هر زمان و به هر صورت بلکه ما قانون بازی را تعیین می کنیم که همان چهارچوب سازندگی است و با کودک همراه می شویم ، مثلاً این جا روی مبل نه بیا یریم آشپزخانه یا حمام و مقدمات را برای او فراهم می کنیم مثل لیوان پلاستیکی و سفره و ……. ، یک « نه » به کودک گفتیم ولی در ازای آن ده تا آره خوب به کودک نشان دادیم . در نتیجه کودک به والدین اعتماد می کند چون می فهمد هر وقت «نه» می گویند ، پشت آن ده تا راه برایم باز می کنند . اما ما فقط می گوییم عزیزم نکن و تمام . اگر حرف گوش کن باشد میگیم با ادب است و اگر قبول نکند ، هزار برچسب بهش می زنیم .

به جای انسداد و نهی مطلق و جلوگیری مطلق ، هدایت بگذارید : این جا نه ، آن جا ؛ اینطوری نه آنطوری ؛ امروز نه ، فردا ؛ ممکن است کودک سماجت کند چون طبع او ست که سماجت کند ، این هنر و دانش والدین است که این نیرو را به لجبازی هدایت نکنند و به طرف سازندگی ببرند . اصل خود لجبازی چیز بدی نیست و در واقع ما اصلاً بچه لجباز نداریم بلکه تا دلتان بخواهد پدر و مادر لجباز داریم .

۳- کمک – حمایت

عامل دیگه ای که باعث تخریب رشد کودک و تخریب بازی می شود کمک است و حمایت بازی را سازنده می کند . وقتی که به بچه ها کمک می کنیم اجازه نمی دهیم که تواناییهایش رشد کند . خیلی وقتها علت وابستگی کودک ، کمک هایی است که به او میشود . وقتی کودک نمی تواند خودش غذا بخورد ، لباسش را بپوشد ، به او کمک شده و با او بازی مخرب شده است ، توانایی کودک تخریب و رشد نکرده است .

حمایت یعنی جبران کمبود . بچه ها ضعیف هستند و شناخت و مهارت کافی ندارند ، باید بدست بیاورند و این وظیفه والدین است . کودک در یکسالگی می خواهد از پله ها بالا برود  ، والدین باید حضور خودشان را نشان بدهند و حمایت کنند نه کمک . هر جا که عدم مهارت خواست ایجاد خطر کند ، من هستم . مطمئن باش اگر بیفتی تو بغل من می افتی .

به بچه ها نگویید « ندو » بگویید « بدو » جایی که خطر باشه من هستم و حمایتت می کنم . بچه ها باید با حشرات بی آزار بازی کنند ، توی چمن بدوند و پا برهنه باشند و قل بخورند و لمس کنند ؛ اما قبلش ما سانت به سانت آن چمن را وارسی کرده باشیم و با یک نخ محدوده را مشخص کنیم و توی این قسمت بچه ها هر کاری دلشان خواست انجام بدهند .

۴- محیط امن – محیط ناامن

محیط امن ، بازی ها را به سمت سازندگی می برد و محیط ناامن ، بازی ها را تخریب می کند . محیط امن بازی محیطی است که انگیزه و عمل در تعارض نباشند . یعنی کودک هر کاری دلش بخواهد انجام دهد بدون آنکه بترسد و ما هم مطمئن باشیم خطری تهدیدش نمی کند . این محیط امن ممکن است آشپزخانه ، حمام ، پارک و غیره باشد . محیط امن باعث میشه که سائق هدایت شود . کودک بدون نگرانی بازی کند و از بازی لذت ببرد .

۵- رقابت – همکاری

در کنار آموزش که گفتیم از علل تخریب بازی است عامل دیگه ای هست که جامعه ما را به سمت نابودی می برد ، رقابت است . متأسفانه رقابت در جامعه ما ارزش شده است . اگر ارزش نشده بود خیلی خطرناک نبود چون رقابت همیشه هست . اگر می خواهیم بچه هایی متعادل و خوشبخت تربیت کنیم ، نباید حس رقابت را در آنها تقویت کنیم . رقابت حاصل تعارض است و بالعکس . در حال حاضر متأسفانه حتی بین همسران هم رقابت وجود دارد .

بازی تمرین زندگی است . چقدر سر غذا با فرزندمان مسابقه می گذاریم که کی زودتر غذایش تمام میشه ؟ چقدر مهارتهای زندگی را تبدیل به رقابت و مسابقه می کنیم ؟ هرکی زودتر تمام کرد .

رقابت بازی را تخریب می کند . مشارکت و همکاری بازی را می سازد . ما مسابقه خوب نداریم چون در مسابقه باید یکی حذف شود و فقط یکنفر بماند ، این عین تخریب است .

 

اسباب بازی

هرجا که صحبت از بازی می شود در کنارش اسباب بازی هم مطرح می شود . جامعه ما در مورد اسباب بازی هم دچار یک اشتباه فرهنگی است . همانقدر که کلمه بازی در فرهنگ سنتی ما بی ارزش است ، اسباب بازی هم همینطور است و شاید بدتر از آن . خودتان برگردید به محیط خانواده ، چقدر به بچه هایتان می گویید : « دست نزن ، اون که اسباب بازی نیست » . یا چقدر به کودکمان که اسباب بازی هایش را دورش ریخته می گوییم « باز این آشغال هارو ریختی ؟ » چون بازی از نظر ما کم اهمیت است ، اسباب بازی هم از نظر ما ارزشی ندارد .

مشکل دیگه ای هم که وجود دارد ، والدین کلاسهای مختلف رفته اند یا مطالعه کرده اند و یا برنامه های تلویزیونی دیده اند و متوجه شده اند که بازی مهم است و بچه ها باید بازی کنند ؛ یک گونی اسباب بازی می خرند و فکر می کنند بازی کردن یعنی اسباب بازی خریدن و آن هم از فروشگاه اسباب بازی فروشی و بعد هم گله می کنند که یک اتاق پر از اسباب بازی برای کودک تهیه کرده ایم اما باز هم می گوید « حوصله ام سر رفته » .

با نگاه مسئول باید به این مسائل نگاه کنیم و بدانیم که ما راجع به بازی و اسباب بازی اشتباه فکر می کنیم و اشتباه نگاه می کنیم . بازی علم است . تئوری دارد ، نظریه دارد . بازی یک فن است ؛ علم روش دار است. باید روش آن را یاد بگیریم و کمک کنیم بچه هایمان هم یاد بگیرند.

بازی یک هنر است . با روح انسان سر و کار دارد . بازی ابزار ارتباط روحی است ؛ ابزار تبادل احساس است .مثل هر هنر دیگری که اگر توی آن احساس و معنویت و اتصال به عالم معنا نباشد هنر نخواهد بود .

علم – فن – هنر

بازی علم ، فن و هنر است . اسباب بازی ابزار بازی است ، خود بازی نیست . بازی برای یادگیری است نه یاد دادن . وقتی بازی را به یاد دادن تبدیل می کنید بازی مخرب می شود .

در دوره سنتی زندگی و بازی یکی بود . اسباب بازی بچه ها هم واقعی بود . پدر گوسفندها را می چراند کودک هم به دنبالش ، درو می کرد کودک هم در کنارش و …. زندگی و بازی یکی بود . اما در صنعت و دوره مدرنیسم ، بازی و زندگی جدا شد ، رقابت هم آمد . رقابت در داشتن شیک ترین و بهترین ها بدون اینکه کاربردش را بدانیم .

سه منبع اسباب بازی داریم :

۱-فروشگاه    ۲-محیط منزل   ۳- طبیعت

محیط منزل یعنی هر چیزی که در خانه هست بهترین اسباب بازی است ، همه دورریختنی ها ، همه غذاها ، همه ظروف توی کابینت ؛ همراه با یک چهارچوب مشخص و حمایت و هدایت پدر و مادر .

طبیعت یک منبع بی انتها و بی زبان اسباب بازی است . هر چه که در طبیعت هست بهترین اسباب بازی است . کودک را با حمایت در طبیعت رها کنید ، به همه نیازهایش می رسد .

در بهترین حالت در فروشگاه های اسباب بازی فقط کمتر از ۴۵ درصد نیازهای بچه ها جواب داده می شود .در اسباب بازی خریدن باید مراعات کنید چون در ایران با پدیده تهاجم فرهنگی در اسباب بازی رو به رو هستیم ؛ اگر برای بازی بچه ها فکری نکنیم در آینده کل جامعه ما تاوان سنگینی را پرداخت خواهد کرد .

محور آموزش این دوره بازی است .

منبع: نوردیده

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *