دلنوشته یک آموزگار برای قصه اسباب بازی ها

اسباب بازی های اهدایی به انجمن قصه اسباب بازی ها با توجه به درخواست های واصله از مناطق محروم و همچنین رابطین انجمن تفکیک و بسته شده و ارسال می شود.
گاهی اوقات پیام های تاثیرگذاری از کودکان، والدین و یا رابطین توزیع اسباب بازی دریافت می کنیم که انگیزه ما را برای ادامه کار دوچندان می کند.
شاید شما نیز همانند ما با خواندن این پیام های تاثیرگذار، شوقی دوچندان نصیبتان شود و با انگیزه بیشتر ادامه دهنده راهی باشید که نتیجه ای جز شادی کودکان این سرزمین نخواهد داشت.
پیام تاثیرگذار یک آموزگار مهربان پس از دریافت هدایای پرمهر شما:
“صبح شهرام جلوی پنجره ایستاده داد میزند بیایید مدرسه بیایید مدرسه زود باشید
کودکان روستا را از مدرسه ای و غیر مدرسه ای به مدرسه فرا خواندم. برای یک روز هم شده مهدکودک برایشان فراهم کردم تا بازی کنند و مدرسه را  دوست داشته باشند. بدانند در مدرسه می شود عروسک بازی کرد و خبری از فلک کردن معلم نیست. روی نیمکت مدرسه نشستند تا احساس کنند معلم یک انسان مهربان است نه یک دایناسور. عروسک هایشان را خودشان گرفتند تا ترسشان بریزد. خردسالان را بوسیدم تا مدرسه و معلم را دوست داشته باشند.
آن روز زنگ استراحت دادم کسی نرفت در روزهای بی اسباب بازی همه دل پیچ و تهوع میگرفتند. از گشنگی هلاک می شدند و تلف می شدند از بی آبی.
شهرام میگفت کاش میشد شب را نخوابید و با این اسباب بازی ها بازی کرد.
قبولش برایتان سخت است که از اول سال تحصیلی از بعضی دانش آموزان میخواهم حرف بزنند بازی کنند شادی کنند؟ آنها دریغ از یک شور و نشاط هستند. نمی دانم. یا زخم معلمان پیشین هنوز درد میکند یا از کودکی شادی نکرده اند و بازی یاد نگرفته اند
تنها درس نیست که بلد نیستند کودکی کردن نیز از معلمان خانه و آموزگاران مدرسه نیاموخته اند
سپاسگزارم از قصه اسباب بازی ها که بازی کردن و شادی کردن را به آنها آموخت. به ذوقشان آورد. من که معلمشان هستم ذوق کردم چه برسد به دانش آموزان. من که از کودکی اسباب بازی های درجه یک ایرانی و حتی خارجی داشتم و هیچوقت کمبودی احساس نکردم. حال من که بهتر شد بیندیشید به حال خوب کودکان
یادمان باشد بهشت را به بها می دهند نه به بهانه. اهالی #قصه_اسباب_بازی_ها بهایی را برای بهشتی شدنشان میپردازند ما نیز وظیفه داریم بهایی را برای جنت خودمان بپردازیم. این دنیا بهشت همین شادی های کودکانه است و آخرت قدم هایی است که برای بندگان مستضعف خدا برداشته ایم
هر شب برای کودکانمان قصه اسباب بازی ها را بخوانیم تا درس فداکاری بخشش و بهشتی شدن بیاموزند. همان خدایی که در این نزدیکی است بهشتش نیز نزدیک است. در دل معصوم این کودکان. در کنج دلهای شکسته
حسرت میخورم به چند وقت پیش که اسباب بازی های شکسته شده گودزیلای خانواده مان جناب محمد هادی را همین طور دور ریختیم. البته در زباله های خشک ریختیم تا بازیافت شوند اما غافل از این بودیم که بهتر و مفید تر می شود از این اسباب بازی ها استفاده کرد. تعمیر و رساندن اسباب بازی به یک کودک محروم ارزشش خیلی بیشتر از بازیافت آن است. اسباب بازی ها برای مناطق محروم حکم یک گلوله آتشین است که یخ دلشان را باز کند.
طنز نوشت قصه این است که در تبریز با موسسه های خیریه فراوانی صحبت کردم و تا مرحله قباله خواستن و سوالات شب اول قبر پیش رفتند که منصرف شدم. با قصه اسباب بازی ها بدون هرگونه تماسی از تلگرام گفت و گو کردیم کمک کردند
مرتضی پاشایی فخری
مدیر آموزگار دبستان فرامرز حیدرخان تهرانی
روستای قشلاق علیا از توابع خواجه”
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *